1.راندگی از بهشت در وجه بنیادی اش ایدی است. این مفهوم، آن را برگشت ناپذیر و زندگی ما را در این جهان اجتناب ناپذیر می کند، اما معنای سرشت ابدی این فرایند این است که ما نه تنها می توانستیم برای ابد در بهشت بمانیم، بلکه اکنون نیز آنجائیم، چه بدانیم و چه ندانیم.

2. این واقعیت که تنها دنیای موجود، جهانی مصنوع است، امید را از ما می گیرد و قطعیت را نصیبمان می کند.

ماخذ: پندهای سورائو، یادداشت های فلسفی فرانتس کافکا

/ 4 نظر / 12 بازدید
هفت منبر

نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس ، پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت !

صنم

[گل][گل][گل] سلام نرگس عزیز به دست آوردن آن چیزی که به ظاهر از دست داده ایم نباید ناممکن باشد. انشاالله در بهشت همدیگر را ببینیم!

ماه بانو

یاد سلاخ خانه شماره 5 افتادم

منصوره

من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده ام؟ مانند طفلی در شکم من پرورش دارم ز خون یکبار زاید آدمی من بارها زاییده ام...