صدا کن مرا
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.

در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش‌بینی نمی‌کرد.
و خاصیت عشق این است.

دوباره نوشتنم می آید اما می ترسم... از همه ی این روزها که باری است بر ناتوانی هایم. 

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
سرو ناز شیراز

به تو عادت کرده بودم اي به من نزديک تر از من اي حضورم از تو تازه اي نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگي به شبنم مثل عاشقي به غربت مثل مجروحي به مرهم لحظه در لحظه عذابه لحظه هاي من بي تو تجربه کردن مرگه زندگي کردن بي تو من که در گريزم از من به تو عادت کرده بودم از سکوت و گريه شب به تو حجرت کرده بودم با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم خونه لبريز سکوته خونه از خاطره خالي من پر از ميل زوالم عشق من تو در چه حالي

منصوره

می گفتین قبل از تشریف فرماییتون آب و جارو می کردیم[چشمک]چه خوب که دوباره می نویسی شاید منم همت کردم یه جرثقیل پیدا شد جمعم کرد یه چیزی نوشتم.

هفت منبر

قسم به قلم و آنچه که می نویسند ....

منصوره

نرگس جان مژده بدم بهت جرثقیل پیدا کردم[نیشخند]

علی

سال نو مبارک عزیزم! امیدوارم سال خوبی داشته باشی... برای قلب عاشقت بهترین ها آرزو دارم.[قلب]

کجایی پس؟ هی قول می دی اما انگار نه انگار! بابا یه خونه تکونی چیزی... منتظریم... با حق