هر از گاهی ناامید میشوم تا این همه بی عدالتی دنیای بیرونم را تلافی کنم. در من ذره هایی از آن هدیه قدیمی باقی مانده. هدیه ای که ارزشش روز به روز در نظرم بیشتر میشود. انقدر که با احساس دوری اش بی تاب می شوم.

خواب های تکراری نشان مرگ اند. این را کسی انقدر در گوشم تکرار کرده که باور کرده ام.  دختری زیر باران توی پالتوی من قایم شده بود و میخندید. نمی شناختمش اما غریبه هم نبود. دوستش داشتم مثل ذره ای از خودم. منتظر آن ماشین سیاه بودم که توی ترافیک بوق میزد و خوشحال بودم. خوشحال...

چیزی نمیگذرد.تیک تیک... منم و سقف همیشگی. دوباره که چشم میبندم، باران بند آمده. توی خیابان پیاده روی میکنیم. اسفالت خیس خورده و زیر نور چراغ های زرد برق میزند. ساعت از 12 گذشته. دستم روی هدیه ای که در جیب دارم مشت میشود. نمیخواهد حتی ذره ای دیگر از آن را از دست بدهد. دلیلی دارم که محکم تر مشتش کنم. امیدوار میشوم و قلبم محکم میزند. انقدر محکم که دوباره از خواب میپرم. دوباره همان سقف همیشگی.

خیره می شوم تا زمانی که... نمی دانم چقدر طول میکشد. چشمانم دوباره گرم میشود... صدای نگران پارس سگی از دور، امنیت رویایم را میگیرد. رهایت میکنم. دور میشوی. چیزی مشتم را میفشارد. برای دستم بزرگ است. رهایش میکنم. رها میشوم. دیگر آن سقف تکراری را نمی بینم. هیچ وقت. تا ابد...

 

 

/ 5 نظر / 14 بازدید
کسب درآمد متفاوت بدون کلیک خودتان انتخاب کنید!

سلام دوست عزيز ضمن تبريک براي سايت قشنگت لطفا متن زير رو بخون: CN3 تنها راه کسب درآمد حرفه اي از اينترنت ماهيانه 500 هزار تومان بدون هيچ کليک يا سايت پرداخت به ازاي کليک بدون نياز به ايگلد ، پي پال و ... پرداخت در بانک هاي ايراني ابتدا محصول را تحويل بگيريد سپس مبلغ آن را بپردازيد. توجه: اين طرح فقط تا آخر مرداد ماه سال 1388 است من خودم در حال حاضر پس از دو هفته کارکردن 80,000 تومان به حسابم واريز شد واقعا دارم از خوشحالي پر درمي آورم! بدون حتي 1 نفر زيرمجموعه گيري! لطفا براي اطلاعات بيشتر به آدرس سايت ما مراجعه کنيد

هفت منبر

خواب های تکراری نشان مرگ اند.... تا چه خوابی باشه البته . بعضی خوابها هر قدر تکراری بشن باز دیدنی اند

صنم

[گل][گل][گل] سلام شاید در خواب بتوان بی عدالتی را خاک کرد!

نیم شب ژرف ...

گفتم : به چنگ آوردم ات ! اما هر هدیه ، جسمی طلسم شده بود و نیمه شب با صدای قاطعش 12 مرتبه اعلام کرد : هرگز ! خواستم که از دست آن دیگری قهار بیرونش بکشم ، اما انگار او را از اول فقط برای خودش ساخته بود . از اینجا به بعد دیگر بازی را جدی گرفتم و دانستم که تازه این اول کار است . با خودم فکر می کنم که زمان دارد با صدای قلب دختری که زیر باران توی پالتوی ات قایم شده چه محکم می گذرد . چیزی تکرار می کند : دیگر او را در خودم دارم ... [گل]

ماه بانو

خواب یا کابوس؟ خواب یا بیداری خواب زده؟